پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر ترتیبی قرآن کریم – سوره مبارکه النساء جلسه 26 – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر ترتیبی قرآن کریم – سوره مبارکه النساء جلسه ۲۶

دی 19, 1402
تفسیر قرآن کریم - تفسیر ترتیبی قرآن کریم - تفسیر موضوعی قرآن کریم توسط حضرت آیت الله هادی عباسی خراسانی
00:00
00:00
  • بدون عنوان 00:00

بسم الله الرحمن الرحیم

درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

۱۴۰۲/۰۸/۲۳

بسم الله الرحمن الرحیم

محتويات

۱- شرط پذیرش توبه
۲- توبه عبد مقرون به دو توبه ربّ
۳- نهایت زمان توبه
۴- مراد از کفّار
۵- مراد از اولئک

 

 

موضوع: تفسیر ترتیبی(سوره نساء)/سوره نساء آیه۱۷و۱۸ /نهایت زمان توبه

﴿إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾[۱]

﴿وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا﴾[۲]

۱- شرط پذیرش توبه

در آیه شریفه ۱۷ حضرت حق می‌فرمایند توبه بر حضرت حق لازم است. خداوند توبه را پذیرا است. هنگامی که کسانی به جهالت گناهی را انجام بدهند؛ نه به علم و لجاجت. اگر علم و لجاجت باشد پذیرش توبه لازم نیست. برای ضرورت پذیرش توبه دو شرط گذاشته شده است؛ یکی از روی جهالت باشد و دیگری اینکه سریع باشد. توبه یک واجب ضروری و فوری است. توبوا الی الله باید حتما انجام شود. تأخیر توبه خودش می‌تواند یک گناه دیگر باشد.

۲- توبه عبد مقرون به دو توبه ربّ

توبه عبد مقرون به دو توبه ربّ است. یکی توبه ابتدایی و دیگری توبه نهایی حضرت حق. توبه ابتدایی حضرت حق به لطف و کرامت و محبت حضرت حق است که انسان از گناه بر می‌گردد. دیگری توبه نهایی است که استغفاری که از گناه دارد می‌پذیرد. خداوند هم توبه نهایی را انجام می‌دهد. توبه غفرانی که اینها را می‌آمرزد.

با توجه به اینکه در این آیه هفدهم سوره مبارکه نساء وضعیت توبه بیان شده است، نکته قابل استفاده این است که یعملون السوء بجهالة فرمود؛ یعنی به صورت مفرد. در آیه ۱۸ سیئات آمد، یعنی گناهان متعدد و تکرار گناه است چون جمع آمد. این پذیرفتنی نیست. توبه‌شکنی می‌کنند. کسانی که سیئات را انجام می‌دهند باز راه برایشان بسته نیست، تا مرگ به سراغش بیاید. حتی لحظه‌ای قبل از مرگ توبه کند خدا می‌پذیرد. نه یک سال و یک ماه و یک هفته و یک روز.

۳- نهایت زمان توبه

حتی اذا حضر احدهم الموت…؛ برای کسانی که مرگشان فرا رسید توبه نیست. نه اینکه خدا به اینها لطف و محبت نداشته باشد، لطف خدا دائمی است، بلکه دیدن ملک الموت باعث منتفی شدن توبه است. این هیمنه باعث توجه نکردن به توبه است و تکلیف هم سلب می‌شود. در اینجا بین مفسران معرکه آراء است که اینجا چه مراد است؟ عرض ما این است که تا در حال احتضار قرار نگرفته است راه باز است. بعد از آن دیگر نمی‌شود. تا آخرین لحظه فرد می‌تواند وصیت کند. حالات مرگ و حضور فرشته‌های الهی برای توفی انسان حالاتی است که توجه فرد از خود و غیر برداشته می‌شود. تا وقتی مرگ به سراغ اینها نیاید و احتضار و معاینه ملکوت رخ ندهد، راه برای توبه باز است.

۴- مراد از کفّار

برای کسانی که می‌میرند در حالی که کفار هستند، نیز توبه‌ای نیست. این کفّار هم اصطلاحی و هم لغوی است. کافر پوشش نعمت‌های الهی را دارد. نعمت‌های الهی را استفاده کرده و بی‌معرفتی کرده و به حقیقت صاحب نعمت نرسیده است. مقابل کافر، شاکر است؛ ﴿إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا﴾.[۳] مقابل شکر، کفر است. کسانی که کافر اصطلاحی هستند، چنین است.

در تحلیل کافر اصطلاحی و کافر اخلاقی، باید بگوییم کفر اخلاقی است که کفر اعتقادی می‌آورد. اگر عقیده مردم را درست کنیم، مردم را نجات دادیم. تکلیف اولیه حوزه‌های علمیه و مسئولان درست کردن اعتقادات مردم است. در تمام سال‌های تحصیلی طلبه و دانشجو باید دوره‌های اعتقادی گذاشته شود؛ هر سالی به وفق همان سال. رضوان الهی بر بزرگان ما. ما بیش از سی سال محضر علامه حسن زاده قدس الله نفسه الزکیه بودیم هیچ گاه از سؤال و جواب‌های اعتقادی خالی نبودیم. هر سال طبق همان نیاز. به تعبیر مقام معظم رهبری دامت برکاته حوزه باید پالایش شود. پالایش اعتقادی نشدن باعث می‌شود عده‌ای از ولایت فاصله بگیرند.

بچه‌ای نا فرمان می‌شود چون نمی‌داند والدین چه زحماتی کشیدند. کافر کسی است که فاصله گرفته است. کافر توبه هم ندارد. به قول داش مشتی‌ها برخی بی‌معرفت هستند. ولیّ بهترین دوست است. ولایت، نعمت است. کسی که گناه کند و گناه را تکرار کند تا زمان آمدن مرگ، راه برای توبه باز است. هنگام مرگ توبه نیست، به معنای این نیست که خدا نمی‌بخشد بلکه به این معنا است که آنجا سلب اراده و اختیار می‌شوند.

۵- مراد از اولئک

اولئک به هر دو گروه باز می‌گردد: کسانی که مُردند و توبه نکردند یا در حال احتضار توبه کردند. تخم مرغ دزد است که شتر دزد می‌شود. کسی که از کوچک‌ترین نعمت‌ها شکرگزاری نکند به کفران نعمت خدا باز می‌گردد. فلله الحمد نهادینه زبان شود. رب انعمت فزد را زیاد بگویید تا نهادینه درون شما شود. اگر سیر علمی باشد و سیر عملی نباشد فایده ندارد. ما مرغ ملکوتی هستیم و دو بال داریم یکی علم و دیگری عمل.

در کتاب دعای حضرت علامه دامت برکاته که باز کردیم، بیشترین دعایی که خوانده بودند دعای عشرات بود. فلک الحمد فلک الحمد. این دعا، دعای شکور و شاکر است. این دعا را بخوانید. روزی یک مرتبه حد اقل بخواهید. عصر جمعه هم ورود این دعا است انس بگیرید. شکرگزاری خودش یک مصداق توبه است.

کسانی که موفق به توبه نشوند برای اینها عذاب دردناکی را آماده می‌کنیم. اعتدنا آماده کردن است.

 


[۱] سوره نساء، آيه ۱۷٫
[۲] سوره نساء، آيه ۱۸٫
[۳] سوره انسان، آيه ۳٫
Share on print
Share on email
Share on odnoklassniki
موسسه باران حکمت

موسسه باران حکمت

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله هادی عباسی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *