پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر ترتیبی قرآن کریم – سوره مبارکه النساء جلسه 17 – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر ترتیبی قرآن کریم – سوره مبارکه النساء جلسه ۱۷

دی 19, 1402
تفسیر قرآن کریم - تفسیر ترتیبی قرآن کریم - تفسیر موضوعی قرآن کریم توسط حضرت آیت الله هادی عباسی خراسانی
00:00
00:00
  • بدون عنوان 00:00

بسم الله الرحمن الرحیم

درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

۱۴۰۲/۰۸/۰۸

بسم الله الرحمن الرحیم

محتويات

۱- مورد سؤال قرار گرفتن ایتام در قرآن
۲- ازدواج مرز آزمون ایتام
۳- تبیین واژگان
۳٫۱- آنستم
۳٫۲- اکل
۳٫۳- اسرافاً
۳٫۴- بداراً
۳٫۵- یستعفف
۴- لزوم گرفتن شاهد در برگرداندن مال به یتیم
۵- تمثیلی بودن شاهد گرفتن برای ردّ مال یتیم
۶- عدم زائد بودن باء در کفی بالله

 

 

موضوع: تفسیر ترتیبی(سوره نساء)/سوره نساء آیه۶ /رشد شرط برگرداندن اموال به یتیم

﴿وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيبًا﴾[۱]

 

۱- مورد سؤال قرار گرفتن ایتام در قرآن

یکی از موضوعاتی که در قرآن سؤال شده یتامی است؛ ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَىٰ ۖ قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ﴾.[۲] قل اصلاح لهم خیر؛ بگو اصلاح برای آنها خیر است. در زمان رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از طبقاتی که از آنان سوء ‌استفاده می‌شد، ایتام بودند؛ به خصوص دختران. اموالشان را می‌گرفتند با آنها ازدواج می‌کردند و رهایشان می‌کردند. اسلام در مقابل این ایستاد.

۲- ازدواج مرز آزمون ایتام

در اینجا می‌فرماید: و ابتلوا الیتامی حتی اذا بلغ النکاح. از نظر اقتصادی آنها را بیازمایید. مرز آزمون هم ازدواج است. آزمایش هم مقول به تشکیک است. نوع و متعلق و موضوع امتحان متفاوت است. قدیم رایج بود برای آنکه اموالشان را در اختیارشان بگذارند، پولی در اختیار فرد می‌گذاشتند و می‌گفتند تا یک هفته خود را اداره کن. از راه‌های رشد اقتصادی و عقلی دختران یتیم بافندگی بود. قالی را به او واگذار می‌کردند.

۳- تبیین واژگان

۳٫۱- آنستم

آنستم از انس است. اگر در اینها رشدی را یافتید، اموالشان را در اختیارشان بگذارید.

۳٫۲- اکل

و لا تأکلوها اسرافا و بدارا؛ اکل در اینجا تمثیل است نه تخصیص. معمولاً در فارسی و عربی برای اموالی که تحت تصرف هست خوردن اطلاق می‌شود.

۳٫۳- اسرافاً

اسراف و سرف، گذشتن از حد اعتدال است. اسراف گذشتن از حد به زیاده است و سرف گذشتن از حد به تفریط است.

۳٫۴- بداراً

بدار مصدر دوم مفاعله است؛ مبادره. زود انجام دادن است. بدر یعنی گستردگی و فراگیری. ماه شب چهارده که بدر نامیده می‌شود به خاطر نور و گستردگی است. بدار در اینجا به معنی شتابزدگی است. گذر از حد اعتدال است.

۳٫۵- یستعفف

استعفاف در اینجا یعنی خودداری کردن از خوردن مال ایتام. می‌توان حکم استحبابی استفاده کرد که کسانی که غنی هستند از اموال یتامی به اندازه مزد هم بر ندارند. کسی که فقیر است به اندازه معروف بخورد.

کسی که فقیر است گویا ستون فقرات او خرد شده است. تهیدست نمی‌تواند نیازهای روزانه خود را رفع کند. کسی که فقیر است باید به معروف بخورد. اولیای یتامی می توانند حق تولیت از یتیم و سفیه بگیرند. ولی اسراف و بدار نداشته باشند. معروف چیزی است که عقل و شرع آن را می‌پسندد.

۴- لزوم گرفتن شاهد در برگرداندن مال به یتیم

﴿فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ﴾؛ وقتی اموال را می‌خواهید به آنها بدهید شاهد بیاورید. اگر کسی شاهدی نیاورد و به مشکلی خورد جز خودش کس دیگر را مذمت نکند. معروف در اینجا هم عاقلانه باشد و هم عادلانه باشد و هم عارفانه و با شناخت و معرفت باشد.

۵- تمثیلی بودن شاهد گرفتن برای ردّ مال یتیم

آیا ما می توانیم به موارد مشابه هم سرایت دهیم؟ عرض ما این است که تمثیل است. سرایت به موارد مشابه می‌توان داشت. شاهد گرفتن برای مسائل اقتصادی. شاهد گرفتن مخصوص یتیم نیست. این شاهد گرفتن مستحب است. مگر شبهه اختلاف باشد که شاهد گرفتن واجب است.

۶- عدم زائد بودن باء در کفی بالله

و کفی بالله حسیبا؛ خداوند به عنوان حساب‌گر و محتسب کفایت می‌کند. برخی نظرشان این است که هر کجا کفی به باء متعدی شده است زائد است. ما در قرآن حروف زائد نداریم. کفی به سبب حضرت حق که علت تامه است حسیب. حسیب بودن به باری تعالی کفایت می‌کند. ذات باری تعالی به ما قدرت و توانایی داده است. همه اینها تحت اشراف باری تعالی است. در اینجا صفت حسیب که ناظر و شاهد هست، مسأله بعد از شهادت را مطرح کرده است. حسیب، کار انسان شاهد و ناظر است. کسی که نظارت دارد محاسبه دارد و کسی که محاسبه دارد به حسابش اثر می‌دهند.

ان الله کان علیکم رقیبا در تکثیر نسل آمد. در اینجا کفی بالله حسیبا آمد. اینجا صحبت مسائل مالی است. جایگاه اسمای الهی در آیات الهی بسیار حساب شده است.

 


[۱]سوره نساء، آيه ۶٫
[۲]سوره بقره، آيه ۲۲۰٫
Share on print
Share on email
Share on odnoklassniki
موسسه باران حکمت

موسسه باران حکمت

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله هادی عباسی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *