پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر ترتیبی قرآن کریم – سوره مبارکه النساء جلسه 15 – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر ترتیبی قرآن کریم – سوره مبارکه النساء جلسه ۱۵

دی 19, 1402
تفسیر قرآن کریم - تفسیر ترتیبی قرآن کریم - تفسیر موضوعی قرآن کریم توسط حضرت آیت الله هادی عباسی خراسانی
00:00
00:00
  • بدون عنوان 00:00

بسم الله الرحمن الرحیم

درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

۱۴۰۲/۰۸/۰۶

بسم الله الرحمن الرحیم

محتويات

۱- خلاصه آیه ۴
۲- مراد از سفاء
۳- خطاب در آیه
۴- مراد از قیاماً
۵- چند نکته در آیه
۶- مراد از قولاً معروفاً
۷- خاطره
۸- رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله مصداق بارز قول معروف

 

 

موضوع: تفسیر ترتیبی(سوره نساء)/سوره نساء آیه ۴و۵ /تبیین واژگان

﴿وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا﴾[۱]

﴿وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا﴾[۲]

 

۱- خلاصه آیه ۴

در آیه چهارم نکات آیه را عرض کردیم. اینکه مهریه خانم‌ها، هدیه‌ آقایان است. نحله است. تعبیر قرآن صداق است. یعنی درست‌ کاری و راستی که هیچ نیرنگی در آن نیست. مهریه خانم‌ها نیز با سبب نکاح در ملکیت آنها در می‌آید. عقد نکاح علت انتقال مهریه از آقا به خانم است. طبق آیات و روایات تا همبستری صورت نگرفته است مالک نصف است بعد از آن نصف دیگر به او منتقل می‌شود. نحله از نحل و زنبور عسل است. حال اگر خودشان خواستند ببخشند یا تملیک کنند، عیبی ندارد. نباید نسبت به مهریه زنان طمع داشت. مهریه‌های فوق العاده اگر در توان آقا نباشد، دچار اشکال می‌شود. مهریه هم باید متداول باشد. اگر خانمی بدون مهریه عقد شد بدون آن نمی‌شود، باید سراغ مهر المثل بروند. هم سن و سالان فامیلی و هم شهری این خانم که ازدواج کرده‌اند چقدر مهریه دارند؟

﴿وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا﴾؛[۳] این آیه هم درباره اقتصاد خانواده است. آیات قبلی درباره یتامی و اموال آنها بود، در این آیه هم صحبت مسائل اقتصادی است.

۲- مراد از سفاء

سفاء جمع سفیه است به معنی کسی که سبک تن است. بعداً به معنای کسی که سبک سر است به کار رفت.

۳- خطاب در آیه

دو احتمال در آیه هست:

 خطاب به همه مردم باشد که اموال را در اختیار سفهاء قرار ندهید.

 سفیه مانند یتیم بی ولیّ نیست. سفیه نیاز به متولی دارد و باید کسی باشد امور او را اداره کند. سفیه جزو مهجورها است. بنابراین درست است که همه مردم باید رعایت کنند ولی چون اموالکم است معلوم است که اولیای سفهاء مدّ نظر است.

۴- مراد از قیاماً

قیاما یعنی خدا این اموال را وسیله رشد و حرکت و درآمدتان قرار داده است. اینها از تصرفات مالی محروم هستند و شما باید برای آنها کار کنید. مال هم وسیله رشد است. این اموال نباید متوقف باشد.

۵- چند نکته در آیه

به اینها به عنوان رزق و تأمین لباس بدهید.

سفهاء ممنوع التصرف در اموالشان هستند؛ چون هدر می‌دهند.

اولیاء موظف هستند اموالشان را به آنها ندهند و خودشان مدیریت کنند.

رزق و لباس آنها را باید اولیاء بدهد.

دولت اسلامی هم اگر اولیای سفهاء این کار را نکردند، موظف است انجام دهد.

۶- مراد از قولاً معروفاً

وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا؛ در فرهنگ ما قول گفتار است ولی در قرآن قول هم رفتار و هم گفتار است. کردار و سخن شما مقابل آنها پسندیده باشد. بزرگان ما بسیار سفارش‌های خاصی کردند. قول معروف هم نسبت به شخصیت آنها و هم نسبت به اوضاع اقتصادی و خانوادگی آنها است.

۷- خاطره

شب جمعه تهران جلسه‌ای داشتیم. یک بنده خدا ناتوان جسمی و ذهنی بود وضو گرفته بود او را بوسیدم. وسط منبر شکلاتی آورد. من هم صحبت را قطع کردم و دستش را بوسیدم و اکرامش کردم. گفتم اینها در اختیار فرشتگان خدا هستند. بعد گفتند ما درس عملی گرفتیم. برخی جاها او را راه نمی‌دادند. این رفتار را اصلاح کردند.

هم برخورد اجتماعی شما خوب باشد و هم سخن شما. قول معروف به این معنا است. برخی مؤمنین اهل نماز و روزه و مسجد، ولی با کودکان و مجانین بد برخورد می‌کردند. دست نمی‌دادند و حریم می‌گرفتند. مثلاً به این بهانه که طهارت را رعایت نمی‌کنند. ما کسی را می‌بینیم باید بگوییم طیب و طاهر است.

۸- رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله مصداق بارز قول معروف

امام صادق علیه السلام فرمودند بچه‌ای را دادند به پیامبر صلی الله علیه و آله در آغوش حضرت بچه ادرار کرد. مادر ناراحت شد. طوری ناراحت شد که خواست بچه را با ناراحتی گرفت و عذرخواهی کرد. فرمودند بگذار بچه راحت قضای حاجت کند. من لباسم را عوض می‌کنم. بچه را ندادند.[۴]

 


[۱]سوره نساء، آيه ۴٫
[۲]سوره نساء، آيه ۵٫
[۳]سوره نساء، آيه ۵٫
[۴]بحار الأنوار – ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج۱۶، ص۲۴۰٫
Share on print
Share on email
Share on odnoklassniki
موسسه باران حکمت

موسسه باران حکمت

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله هادی عباسی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *