پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

مناجات – الهی نامه – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

مناجات – الهی نامه

دی 4, 1398

الهي

نفسي سوخته، دلي شكسته، سري به عشق افروخته، و جاني به جانان رسيده. به اين جان به لب رسيده و جام به لب نرسيده كرامت فرما.

يا من بيدك ملكوت السموات والارض.

 

الهي

چه زيبا و متين و رصین فرمود : ريحانة رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم حضرت زهراي بتول عليها السلام : شَغلني عن مسئلته لذة خدمته ، لا حاجة لي غير النظر الي وجهه الكريم.۱

لذت خدمتت مرا از هر خواسته و خواهش باز داشته است و نيازي ندارم جز نگاه و نظر به جمال زيبا و وجه بزرگوارانه و كريم تو.

 

الهی

شكرت كه فهميدم فاطمه (سلام الله عليها) تفصيل نام شريف «فاطر» است و واژة پيدا و پنهان آدم و خاتم است. مصداق عيني حب و معرفت منشأ عالم است. بضعة الرسول ، ريحانة النّبي ، زوجة الولي ، ام الحسن و الحسين (عليهم السلام) ، امَّ ابيها و امُ الأئمه است. زهرة مكّه و زهرای مدينه است؛ و روضة مسجد النّبي (صلي الله عليه و آله و سلم) و مدينة فاضله است.

اي فاطر فاطمه (سلام الله عليها) ! اگر دست بلند زنان آرمان دان و اسوه خواه به گرد گام هاي زهرا (سلام الله عليها) مي رسيد، جهان گلستان مي شد؛ بار الها! جهان را گلستان كن.

 

الهي

اي آغاز و انجام ما! خاتمة ما به اخلاص خودت و فاطمه (سلام الله عليها)، صاحب اخلاص،که فاطمه ماست، آن که ديباچة دفتر وجود و خاتمة طومار غيب و شهود است، به انجام رسان.

 

الهي

ميوه اي ده كه شهدش تو باشي، سينه اي ده كه شرحش تو باشي.

 

الهي

علم و عمل دو بال پرواز است وهادي آماده پرواز و بي بال. يا من بيده ملكوت السموات خذ بيديّ يا ذاالجلال و الجمال.

 

الهي

اگر علم رهزن شود و عالم راه زن از هر اهريمني بدتر شود. دزد چون با چراغ آيد گزيده تر بَرَد كالا. خدايا عاصم تويي! يا حافظَ أقدامِ المُزِلّين!

 

الهي

كتابدار كتابخوان و كتاب دان بسيارند. خوشا آن كه خود كتاب است و كتابْ آر. مرا به هيچ كتاب ديگر حواله مكن. يا مُنزلَ الكُتب و رافعَ الحُجُب !

 

الهي

تو را مي نگرم اميدوارم ، همه چيز دارم ؛ و به خود مي نگرم شرمنده ام و هيچ ندارم.

 

الهي

من در دارايي و داناييم به تو نيازمندم ، چگونه در نداري و نيازمندي و نادانيم نيازمند تو نباشم؟!

 

الهي

آن كه حقيقتش مجاز و ادّعا است و خوبي هايش بدي است و زشتي ، مجازش چگونه است و بدي هايش چه خواهد بود؟

بارالها هرچه فكر كردم چه بگويم و چه بيارم كه نداشته باشي و بپسندي؟

ديدم و فهميدم فقر و نيازمندي نداري و اينك نياز به پيشگاه بي نياز آوردم و خائف و جائف سوي أحد و صمدم[۱].

 

الهی!             

چون سگی بر در این درگاه بار است،

هادی را با نومیدی چه کار است؟

 

الهی!

سگ را بار است و سنگ را دیدار است.

اگر از سگ و سنگی کم آیم، عار است.

 

الهی!

آن‌که بر تن و جان می‌لرزد، به جوی نمی‌ارزد.

آن‌چه می‌ارزد، که می‌ورزد.

نیک بنگر که «بندۀ» آنی که در بند آنی.

 

الهی!

به بهشت و حور چه نازیم؟ همّتی ده و نظری کن به هر نظر بهشت و حور سازیم.

 

۱ . روحين الشريعة، ج۱، ص ۱۰۵٫

[۱] – جائف به معناي تو خالي است و جوف به معناي شكم است.در مقابل آن صمد است كه به معناي آن چيزي است كه جوف ندارد يعني توخالي نيست.

Share on print
Share on email
Share on odnoklassniki
موسسه باران حکمت

موسسه باران حکمت

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله هادی عباسی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *