پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر قرآن کریم «قسمت هفتم» ادامه سوره حمد – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

تفسیر قرآن کریم «قسمت هفتم» ادامه سوره حمد

دی 21, 1401

آخرین مرحله سیر و سلوک در نعمت الهی است. نکته قابل دقت این است که به قول حکما و اصولیون وصف به شیء مشعر به علیت است. «انعمت علیهم» که وصف صراط به عنوان منعمین بیان شده است متعرض علت هدایت است؛ یعنی هدایتشان برای نعمتشان است. نکته بسیار قابل دقتی است. نعمت‌ های الهی قابل شمارش نیست و نامحدود است. همین نعمت هدایت مصداقی از نعمت است.

 

استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان تفسیر سوره مبارکه حمد پرداخت. این مفسر قرآن کریم در ادامه تفسیر آیات سوره مبارکه حمد، به بیان «انواع نعمت های ظاهری و باطنی» اشاره نمود.

 

  1. مقدمه

این مفسر قرآن کریم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: انسان سالک در سوره مبارکه حمد گویا هفت مرحله از مراحل سیر و سلوک را می ‌پیماید. هر آیه ‌ای را از آیات یک منزله و مرحله ‌ای از سیر و سلوک می‌ دانیم. انسان قرآنی و نمازگزار و تالی قرآن در سوره مبارکه حمد در آخرین آیه «صراط الذین انعمت علیهم» گویا هدایت صراط مستقیم به اعطا و عنایت حضرت حقّ نعمت‌ های مخصوصش را هست به انسانی که در حال سیر و سلوک است.

 

۲- آخرین مرحله سیر و سلوک

وی افزود: می‌ شود گفت آخرین مرحله سیر و سلوک در نعمت الهی است. نکته قابل دقت این است که به قول حکما و اصولیون وصف به شیء مشعر به علیت است. «انعمت علیهم» که وصف صراط به عنوان منعمین بیان شده است متعرض علت هدایت است؛ یعنی هدایتشان برای نعمتشان است. نکته بسیار قابل دقتی است. نعمت‌ های الهی قابل شمارش نیست و نامحدود است. همین نعمت هدایت مصداقی از نعمت است.

 

۳- شکر نعمتِ (هدایت به صراط مستقیم)

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: به فرموده امام سجاد علیه السلام خود حمد هم نعمت است و نیاز به حمد دارد. با این فرموده حضرت هدایت به «صراط مستقیم» خودش نعمتی است که باید شکرگزار این نعمت بود.

 

وی اضافه نمود: حضرت در مناجات شاکرین ظاهرا گفتند هر گاه که بگویم «لک الحمد» (ميزان الحكمة، المحمدي الري شهري، الشيخ محمد، ج ۶، ص ۱۳) واجب است که بگویم «لک الحمد» (ميزان الحكمة، المحمدي الري شهري، الشيخ محمد، ج ۶، ص ۱۳).

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: انسان طبق آیه شریفه قرآن «و اسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنة» (لقمان/ سوره ۳۱، آیه ۲۰) این اسباغ نعمات‌ الهی به عنوان ظاهری و باطنی هر لحظه انسان متنعم به نعمت‌های ظاهری و باطنی هست.

 

۴- آیا نعمت همیشه مایه آرامش است؟

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: با توجه به آیه شریفه نعمت همان‌ طور که مایه آرامش است، شاید برخی نعمت‌ های ظاهری شاید رهزن هم بشود. برای آدم غرور بیاورد. انسان دیگر در همان نعمت متوقف شود. «المال و البنون زینة الحیاة‌ الدنیا» (کهف/ سوره ۱۸، آیه ۴۶) زینت حیات دنیا است که آدم را می‌ گیرد.

 

وی افزود: می ‌شود گفت آخرین منزل از منازل سیر و سلوک در سوره مبارکه حمد سیر در نعمت است. سیر در نعمت یعنی حفظ نعمت قبلی و خواهش نعمت بعدی. انسان در سوره مبارکه حمد، انسان قرآنی، حیوان ناطق متأله حامد است. این انسان در آخرین سیر و سلوکش سیر در نعمت دارد. سیر در نعمت هر لحظه دعای به هدایت است. از این رو در ستایش، خواهش و نیایش است. می‌ رسد به روزی که «یوم لا ینفع مال و لا بنون» (شعراء/ سوره ۲۶، آیه ۸۸) همان نعمت‌ هایی که در دنیا بود، آنجا کارایی ندارد.

 

این مفسر قرآن کریم در ادامه بیان کرد: در سوره نساء که «منعم علیهم» آیاتش را گفتیم «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا» (نساء/ سوره ۴، آیه ۶۹٫)، همه از کسانی هستند که از نعمت باطنی برخوردار هستند.

 

وی افزود: دو طایفه دیگر در آیه «مغضوب علیهم» کسانی هستند که «ضربت علیهم الذلة و المسکنة و باعوا بغضب من الله» (آل عمران/ سوره ۳، آیه ۱۱۲). طوری هستند که مورد غضب الهی هستند. صاحبان نعمت اهل ذلت نیستند.

 

استاد عباسی خراسانی اضافه نمود: کسانی که در نعمت قرار گرفتند و قدر نعمت و ارزش و شکر آن را نداشتند، خدای نخواسته اینها طوری شدند که به همان نعمت جزئی اکتفا کردند و به نعمت ‌های دیگر نرسیدند.

 

وی خاطرنشان کرد: از این آیه استفاده می ‌کنیم که به فرموده امام سجاد علیه السلام حد یقف (برهان شفا، ابن سينا، ج ۱، ص ۵۹۱) نداریم. اگر حمد تو حمد و نعمت تو نعمت داشته باشد، می‌ رسیم که «فاکهین» (دخان/ سوره ۴۴، آیه ۲۷) به نعمت خاص نیستیم. «جنات» (دخان/ سوره ۴۴، آیه ۲۵) و عیون و زروع و مقام کریم می ‌شود. «عیون جنات زروع مقام کریم» (دخان/ سوره ۴۴، آیه ۲۵ و ۲۶)

 

۵- سیر منعم علیهم چه سیری است؟

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سیر «منعم علیهم» سیری است که هیچ توقفی در حرکتشان نیست. سرّ آن این است که «صراط الذین انعمت علیهم» نعمت را منتسب به حضرت حق می‌ کند. چون توجهش به حضرت حق است. «ضالین» و «مغضوب علیهم» این گونه نیست. جا مانده ‌ای از مسیر کمال هستند و در اغوای شیطان هستند. او می‌ گوید «رب بما اغویتنی» (حجر/ سوره ۱۵، آیه ۳۹) با اینکه متنعم به نعمت ظاهری هستند، توجه ندارند. اینها هم در نعمت هستند، ولی در نعمت ماندند. نعمت را برای حضرت حق نخواستند. نعمت برای نعمت. این حد ایستایی نعمت است. سالک ایستا نیست و متحرک به سوی حضرت حق است. شیطنت شیطان آنها را اغوا کرد. در همان نعمت اولی ظاهری باقی ماندند.

 

۶- دلیل تکرار نفی با دو سنخ نفی متفاوت

استاد عباسی خراسانی افزود: آیه را ملاحظه کنید، می‌فرماید: «صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین» چرا کلمه نفی تکرار شد؟ تکرار نفی با دو سنخ نفی است، نه با یکی.

 

وی در همین راستا اضافه نمود: شاید رمزش این باشد که اگر هر دو با یک کلمه نفی یعنی فقط لا و یا فقط غیر می‌ آمد، معنایش این می ‌شد که در مقابل «منعم علیهم» (مریم/ سوره ۱۹، آیه ۵۸) هر دو گروه «مغضوب علیهم» و «ضالین» را به عنوان مجموع قرار دهیم.

 

صاحب کتاب الهی نامه در ادامه بیان کرد: اگر یکی بود، منعم علیهم تحقق نمی ‌یابد. آیه شریفه در مقام این است که می‌ خواهد نفی جمیع کند. چه «مغضوب علیهم» و چه «ضالین» مورد اهمیت است. برای همین است که هم با کلمه غیر آمده و هم با لا؛ با فرقی که بین نفی به غیر و نفی به لا هست.

 

وی افزود: لا را می‌ گویند که نفی جنس است. می‌شود گفت که این «و لا الضالین» به عبارت بهتر «مغضوب علیهم» هم شاید باشد.

 

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: سرّ تعدد حرف نفی با کلمه غیر و با کلمه لا و صرف تکرار حرف نفی با این دو مستلزم این است که اینها دو گروه اعوجاجی هستند که در مقابل صراط هدایت و مستقیم و «منعم علیهم» قرار دارند.

 

وی اضافه نمود: یک صراط بیشتر نیست. «ضالین» و «مغضوب علیهم» از رونده ‌ها است. عده‌ ای مورد غضب واقع می‌ شوند و عده‌ ای مورد گمراهی.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خود قرآن اینها را در سوره ابراهیم توضیح داده است: «الذین استحبون الحیاة الدنیا علی الآخرة و یسدون عن سبیل الله و یبغونها عوجا» (ابراهیم/ سوره ۱۴، آیه ۳)؛ کسانی هستند که حیات دنیا را انتخاب کردند. این نکته مهمی است که ما یک راه بیشتر نداریم و آن، راه صاحبان نعمت است؛ چه نعمت ظاهری و چه باطنی؛ به نعمت ظاهری اکتفا کردن و به نعمت باطنی نرسیدن ترسیم مسیر «مغضوب علیهم» و «ضالین» است.

 

وی افزود: این اعوجاج در سوره اعمّ از «ضالین» و «مغضوب علیهم» است؛ برای همین ما اگر طریق قرآن را که راه خاص برای ﴿منعم علیهم﴾ است انتخاب کنیم دچار غضب و ضلالت نمی‌شویم.

 

۷- اولین گام برای رسیدن نعمت بعدی

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: مسیر حمد و ستایش اولین گامی است که ما را به نعمت بعدی هدایت می ‌کند. ستایش پل نعمت بعدی می‌شود. «الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا» (کهف/ سوره ۱۸، آیه ۱)؛ این در زمان انبیای گذشته تورات و انجیل و زبور بود و الآن کتاب است و که مسیطر بر تمام کتب آسمانی است.

 

وی اضافه نمود: حمد پل نعمت ‌ها است. نگاه حامد حقیقی به این است که «لا تعد» (کهف/ سوره ۱۸، آیه ۲۸) و «لا تحصی» (ابراهیم/ سوره ۱۴، آیه ۳۴) است. پس باید این مسیر را بپیماید. طوری که عِوَجی نداشته باشد. مسیر منحرف و کجی نداشته باشد. «وَ إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ» (اعراف/ سوره ۷، آیه ۱۴۶).

 

۸- شرط پیمودن مسیر و پل نعمت ها

این مفسر قرآن کریم در ادامه بیان کرد: شرط آن شناخت و معرفت است. «سبیل الغی» (اعراف/ سوره ۷، آیه ۱۴۶) را از «سبیل الرشد» (اعراف/ سوره ۷، آیه ۱۴۶) بشناسد. صاحب نعمت در مسیر هدایت حرکت می ‌کند و بی ‌راهه برایش باز است باید مراقب باشد تا راهی غیر از صراط مستقیم نرود.

 

۹- تقابل سبیل الغی و سبیل الرشد به چه نحوی است؟

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: تقابل «سبیل الغی» (اعراف/ سوره ۷، آیه ۱۴۶) و «سبیل الرشد» (اعراف/ سوره ۷، آیه ۱۴۶)، راه مستقیم با دیگر راه‌ ها تضادش و ناسازگاری ‌اش به نحو سلب و ایجاب نیست. تقابل عدم و ملکه در منطق است. نگوییم این است و آن است، بگوییم این است و آن نیست. صاحبان نعمت نه «مغضوب علیهم» هستند و نه «ضالین» مانند عمی و عدم بصر است. بینایی و نابینایی. یعنی حرف نفی جزء کلمه است نه اینکه خارج آن باشد. این معنای تکرار حرف نفی است؛ یعنی «الذین انعمت علیهم» نه «مغضوب علیهم» هستند و نه «ضالین».

 

وی افزود: ان شاء‌ الله در این نعمت همه پایدار باشیم؛ همین که می ‌شنویم در محضر قرآن هستیم از برکات صراط مستقیم است. انسان سالک هر چه جلوتر برود، ما این آیات را مراحل سیر و سلوک می ‌دانیم. در ابتدا نیایش و ستایش و خواهش است و بعد در مسیر نعمت باید حرکت کند که نعمت ظاهری و باطنی بود؛ ظاهری خطرناک است. رسیدن به باطنی سخت است؛ ولی اگر در مسیرش وارد شود، می ‌تواند. «منعم علیهم» هم بیشتر نعمت باطنی است که اخص است نه اعم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ما نظرمان این است که غیر، همان‌ طور که از خودش استفاده می ‌شود و دوگانگی را می ‌رساند، مفید این است که کلمه قبل غیر از وصف‌ های بعد است؛ ناسازگاری دارد. «ان الله غیور یحبّ الغیور» (الألفين الفارق بين الصدق والمين، العلامة الحلي، ج ۱، ص ۴۰۷) غیر نمی‌ پذیرد؛ این مسیر سیر است؛ سالک هم نباید غیر بپذیرد. توجه به «منعم علیهم» داشته باشد، نه «مغضوب علیهم» و «ضالین».

Share on print
Share on email
Share on odnoklassniki
موسسه باران حکمت

موسسه باران حکمت

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله هادی عباسی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *