پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

اطاعت از حکومت در قرنطینه – پایگاه اطلاع رسانی آیت الله عباسی خراسانی

اطاعت از حکومت در قرنطینه

آبان 2, 1399

آیت‌الله هادی عباسی خراسانی از اساتید حوزه علمیه، درس خارج مسائل مستحدثه خود را با موضوع «مسأله کرونا» آغاز کرده که در ادامه متن آن تقدیم حضورتان می‌گردد؛

خلاصه مطالب گذشته

در مسائل مستحدثه و بیماری‌های خاص و کلا در تمام احکام الهی هر کجا که موضوعی مسجل شود، احکام آن هم باید مسجل شود. در بحث بیماری‌های حاد و مسری گفتیم موضوع این مرض، که می‌گویند کرونا یا کویید ۱۹ احکامی بر آن مترتب است. تکلیفی و وضعی. چندین حکم را با مبانی عرض کردیم. بحث مراقبت‌های ویژه و به اصطلاح آقایان قرنطینه لازم است. گفتیم هم قرنطینه خانگی و هم شهری و هم کشوری و یا قاره‌ای واجب است.

شمول خطابات برای همه

در اجتهاد و تقلید عرض کردیم وجوب تقلید عقلی است. در بحث اصول و خطابات شرعیه، خطابات عام است. شامل عاقل بالغ می‌شود چه کافر و چه مؤمن. مؤمن پاسخ‌گوی به خطابات است ولی کافر پاسخ‌گو نیست. نتیجه‌اش این است که هر کجا وقت تکلیفی بشود کافر هم مخاطب است. مثلا در ماه مبارک برای روزه. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(۱). خطاب مؤمنین به خاطر این است که آن‌ها انجام می‌دهند. لیست قبولی‌ها را می‌نویسند تا مردودی‌ها از آن معلوم شود.

خطابات و اوامر هم فرقی بین مؤمن و کافر نیست. هر وقت زمان نماز برسد هر دو مخاطب به خطاب الهی هستند. در بحث مراقبت‌ها و حکم سرایت هم خطابات عام است. وقتی گفتیم «لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه»(۲) اگر کافری هم خواست خطا کند مشمول آیه شریفه می‌شود. خطابات به عقلا است نه عاقل مؤمن. آن‌ها هم نیاز به مراقبت دارند. در بیماران مسری همه مکلفین مأمور به مراقبت هستند.

احتمال را هم منجز می‌دانستیم صوم، طهارت، سرایت، زکات و خمس و مانند آن را گفتیم.

اطاعت از حکومت در قرنطینه

اگر کادر درمانی یا دولتی دستوری داد که فلان جا منطقه ممنوعه بیماری است و کسی حق ورود و خروج ندارد چقدر باید اطاعت شود؟ برخی از فقها نظر مبارکشان این است که حاکم باید عادل باشد و لحاظ خصوصیات دینی را انجام دهد.

ولی ما این را هم عقلی می‌دانیم. اهل‌بیت ما علیهم‌السلام هم تایید کردند. شارع هم در این جهت مؤسس نیست،‌ ممضی است. این‌که گفتند اگر سه نفر سفر رفتید یک نفر کارها را به عهده گیرد و مسئول شود. ما این را عقلی عرفی می‌دانیم. از آنجا که حاکمیت عرفی و تایید شده شرعی است، اگر حاکمی دستوری صادر کرد ما مأمور به اطاعت هستیم الا ما خرج بالدلیل.

حاکم جور اگر در مسائل اجتماعی است قائل به تفصیل هستیم حکمش اعتبار دارد. اگر حکمی دارد با اصل مسائل شرعی درگیر می‌شود ما مأمور به اطاعت نیستیم.

بررسی چند روایت در این باب

گاهی به خاطر نظام‌مندی باید اطاعت کنیم. اگر حرفی منافاتی با مسائل شرعی نداشت باید اطاعت کنیم یا خیر؟ اگر امری بود که مسائل جمعی و اجتماعی را تعیین و تایید می‌کرد و اوامر حکومتی به صلاح جامعه و افراد بود باید چه کرد؟

صاحب وسائل در باب ۲۷ باب وجوب طاعه السلطان للتقیه روایاتی می‌آورد که در ذیل ملاحظه می‌فرمایید: وعن محمد بن علی بن بشار ، عن علی بن إبراهیم القطان ، عن محمد بن عبدالله الحضرمی ، عن أحمد بن بکر ، عن محمد بن مصعب ، عن حماد بن سلمه ، عن ثابت ، عن أنس قال : قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله : طاعه السلطان واجبه ، ومن ترک طاعه السلطان فقد ترک طاعه الله عزّ وجلّ ، ودخل فی نهیه ، ان الله عزّ وجلّ یقول «ولا تلقوا بأیدیکم إلى التهلکه.»(۳)

البته این حاکم اسلامی است. اگر کسی طاعت سلطان را ترک کند وارد حریم الهی شده است. استدلال را هم فرمودند. اگر اطاعت نکنید تنبیه می‌شوید توسط سلطان و خود را به هلاکت نیندازید.

ما وارد یک کشور غیر اسلامی شدیم و مواجه شدیم با حصر و قرنطینه خاص. اگر مخالفت بشود جرایمی دارد. اسلام می‌گوید خود مریضی هم تهلکه است و اطاعت نکردن از کسانی که درگیر کارها هستند هم تخلفی است و در معرض تهلکه.

محمد بن علی بن الحسین فی( المجالس ) عن أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی ، عن علی بن إبراهیم ، عن موسى بن إسماعیل ، عن أبیه ، عن جده موسى بن جعفر علیه‌السلام أنه قال لشیعته : لا تذلوا رقابکم بترک طاعه سلطانکم ، فإن کان عادلا فاسألوا الله بقاه ، وإن کان جائرا فاسألوا الله إصلاحه ، فإنّ صلاحکم فی صلاح سلطانکم ، وإن السلطان العادل بمنزله الوالد الرحیم، فاحبوا له ما تحبون لانفسکم ، واکرهوا له ما تکرهون لانفسکم.(۴)

وفی( عیون الاخبار ) عن أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی ، عن علی بن إبراهیم ، عن محمد بن الحسن المدنی ، عن عبدالله بن الفضل ، عن أبیه ، عن موسى بن جعفر علیه‌السلام ـ فی حدیث طویل ـ قال : لولا أنّی سمعت فی خبر عن جدی رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله ان طاعه السلطان للتقیه واجبه إذا ما أجبت.(۵)

احکام پزشک و کادر درمان

وجوب کفایی درمان: یکی از احکام آن‌ها مراقبت و مداوا است. اگر من به الکفایه باشد واجب کفایی است و اگر نبود واجب عینی است. کسی که دارو و درمان در اختیارش هست اگر جبهه سلامت تأمین شد، واجب کفایی است و اگر نه واجب عینی است. مانند تجهیز میت. این امر هم وجوب عقلی است. اگر ترک کنند واجبی را ترک کرده و مرتکب حرام شده‌اند.

این‌که آیا می‌شود پزشکی یا تکنسینی از باب این‌که در معرض بیماری هستند می‌توانند ترک کنند محل را؟ خیر نمی‌توانند. در بحث علم هم اگر روزی رشته‌ای و فقاهتی گرچه از رشته‌های تخصصی غیر حوزوی اگر منحصر شد وجوب عینی می‌شود نه کفایی. مانند جبهه دفاع.

اگر کسی دیگر نمی‌تواند از کادر ادامه دهد، آن‌ها که در مرخصی هستند گاه واجب می‌شود حضور پیدا کنند.

حکم ضمان: حکم دیگری که مترتب می‌شود این است که اگر مراقبت درست نکنند ضمانت هم می‌آید. اگر طبیب چه مباشر باشد و چه غیر آن و در ضرری دخیل باشد ضامن است.

اسلام حد و حدودی دارد که اجازه نمی‌دهد از آن تجاوز کند. من اتلف مال الغیر فهو ضامن.(۶) جان هم بالاتر از مال است.

مرحوم سید در مسأله پنجم عروه

(مسأله ۵): الطبیب المباشر للعلاج إذا أفسد ضامن.(۷) این مباشر آیا قید تغلیبی است مدارا می‌کنیم ولی اگر قید تخصیصی است یعنی غیر مباشر ضامن نیست، قبول نداریم. فرقی بین مباشر و غیر آن نیست. آنی که سبب تلف و اتلاف بشود و باعث ضرر و اضرار شود ولو مباشر نباشد ضامن است.

از حاکم تا وزیر تا سرکشیک تا خود مباشر همه ضامن هستند به شرطی که قصور و تقصیر داشته باشند. سبب باعث ضمان است نه سبب اقوی یا تغلیبی است. همین قدر که سبب صدق کند ضمانت می‌آید. ادامه عبارت را دقت بفرمایید:

الطبیب المباشر للعلاج إذا أفسد ضامن، وإن کان حاذقا، وأما إذا لم یکن مباشرا بل کان آمرا ففی ضمانه إشکال ، إلا أن یکون سببا وکان أقوى من المباشر وأشکل منه إذا کان واصفا للدواء من دون أن یکون آمرا، کأن یقول: إن دوائک کذا وکذا، بل الأقوى فیه عدم الضمان وإن قال: الدواء الفلانی نافع للمرض الفلانی، فلا ینبغی الإشکال فی عدم ضمانه ، فلا وجه لما عن بعضهم من التأمل فیه، وکذا لو قال: لو کنت مریضا بمثل هذا المرض لشربت الدواء الفلانی.(۸)

متطبب به طریق اولی ضامن است. چون اضرار صدق می‌کند. این ضمان فقط مختص طبیب نیست. اگر درست انجام وظیفه نکرد مجازات هم دارد. در یک صورت ضمانت طبیب نیست و آن وقتی است که برائت بجوید. قرارداد ببندد بین خودش و مریض یا همراهان او.

اگر روزی بیماری طوری بود که کار از دست دولت‌مردان خارج شد، چطور باید وارد درمان شویم؟ اسلام برای دوران بحران هم مدیریت دارد. «و انفقوا فی سبیل الله»(۹) باید انفاق صدق کند. ایثار بالاترین مصداق انفاق است. «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه.»(۱۰)

بحث ضمانت و حاکمیت ارتباط با یکدیگر دارد. واجبات و محرماتی است که با توجه به موضوع صورت می‌گیرد و باید در حکم، تابع آن موضوع باشیم.

سرایت مانند بیماری مراتبی دارد. برخی مراقبتشان تام است و برخی نیست. به صرف سرایت نباید بگوییم حتما باید مراقبت تام صورت گیرد. مثلا سرماخوردگی طبیعی است و حاد نیست. بله اگر ضرر معتنا به باشد مورد نظر است.

انتهای پیام/

پی نوشت؛

۱ – بقره/سوره۲، آیه۱۸۳.

۲ – بقره/سوره۲، آیه۱۹۵.

۳ – وسائل الشیعه، الشیخ الحر العاملی، ج۱۶، ص۲۲۰، أبواب الأمر والنهی، باب۲۷، ح۲، ط آل البیت.

۴ – وسائل الشیعه، الشیخ الحر العاملی، ج۱۶، ص۲۲۰، أبواب الامر و النهی، باب۲۷، ح۱، ط آل البیت.

۵ – وسائل الشیعه، الشیخ الحر العاملی، ج۱۶، ص۲۲۱، أبواب الامر و النهی، باب۲۷، ح۳، ط آل البیت.

۶ – المکاسب المحرمه، الخمینی، السید روح الله، ج۱، ص۹۸.

۷ – العروه الوثقى – جماعه المدرسین، الطباطبائی الیزدی، السید محمد کاظم، ج۵، ص۶۷.

۸ – العروه الوثقى – جماعه المدرسین، الطباطبائی الیزدی، السید محمد کاظم، ج۵، ص۶۷.

۹ – بقره/سوره۲، آیه۱۹۵.

۱۰ – حشر/سوره۵۹، آیه۹.

Share on print
Share on email
Share on odnoklassniki
موسسه باران حکمت

موسسه باران حکمت

دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله هادی عباسی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *